ممنونم که این همه به فکرمی

خسته ام ، حال ندارم کلی مشتری رو سرم ریخته از دستگاه نوبت دهی هم خبری نیست . گرسنه ام خیلی گرسنمه نمیتونم برم یه لقمه نون بخورم همشون با هم حرف میزنن و عجله دارن.

تشنه ام خیلی تشنمه فاصله ام با آب و یخچاله زوار در رفته وکثیف شعبه یکی دو متر بیش نیست اما مشتریا امانم نمیدن همشون زل زدن به من و منم هرچی سریعتر کار میکنم که خلوت شه اما نمیشه ، صف که نیست رود کارونه مگه تموم میشه.

همسرم اول صبح اس ام اس داده حالم خوب نیست اگه میتونی بیا ببرم بیمارستان اما مگه میشه رفت ،همکارم مرخصیه و به هر دری زدیم که یه جایگزین بدن جواب یکیست : نیرو نیست همه شعب کمبود نیرو دارن باید همینجوری شعبه رو بچرخونین.  حتی فرصت نکردم جواب اسشو بدم 

مگه این ساعت لعنتی حرکت میکنه هنوز نیم ساعتی به پایان وقت مونده و من موندمو و یه استکان چای که دیگه آیس تی شده و اس ام اس جدید همسرم : ممنونم که این همه به فکرمی

از شرمندگی نه جوابی دارم بدم و نه فرصتی برا جواب دادن ،این همه آدم بهم زل زدن ،حس میکنم با چشاشون  دارن سر تا پامو اسکن میکنن نمیتونم گوشیمو دست بگیرم،  نمیدونم چگونه با این شرمندگی برگردم خونه،خداییش اینم شد شغل . بسه دیگه الان 9 ساله تحویلدارم

/ 3 نظر / 6 بازدید
متصدی ناراضی

واقعا پست تاثیر گذاری بود .. بارها در این شرایط قرار گرفتم ... به نظرم باید بانک به خودش بیاد ...

mahyan

آقا جان همدردیم شغل نیست که!! . نوبت دهی هم فایده نداره . همه می خوان بی نوبت برن همه خودشون را ویژه می بینن . تازه گاهی رئیسمون میومد سه چهار بار دکمه را می زد میگفت اعتراض شده ! 4 5 تا مشتری همزمان میرزن سرت میگن اگه نوبت ماست انجام بده اگر نوبت ما نبود چرا دکمه را زدی!! تاکتیک رئیس برای رفع شلوغی : 4 5 تا فیش از پشت میاره میده 4 5 تا دکمه را هم میزنه !خود بچه ها جمع شدیم گفتیم قربون قدت نمی خوایم جمعش کنید. بد وضعیه به خدا. میخواد خوششون بیاد میخواد نه. دیگه از پا در اومدم

amoo reza

man ham 15 sale ke ...oo khoda ghovat be hame moon.